خرید بک لینک
وصف ادبی از مسجد - کلیسا ایاصوفیهبیشتر از آنکه ساختمان باشد، کوه بود. پرهیب عظیم ایاصوفیه که در میان باران میدرخشید انگار برای خود شهری است. گنبد مرکزیاش -بینهایت وسیع و با نوارهای نقرهای- انگار بر پشتهای از ساختمانهای گنبددار تکیه زده بود که دورتادورش حلقه زده بودند. چهار مناره بلند - هر کدام با بک بالکن و یک سرمناره نقرهای- خاکسنری‐ از گوشه ساختمان قد کشیده بودند و چنان دور از گنبد مرکزی بودند که میشد آنها را از بخشی از یک ساختمان مجزا دانست.(ص۵۸۲)چشمگیرتر از همه مریم عذرا و عیسای کودک که به پایین و به محراب نگاه میکردند. در نزدیکی آن پلکانی قد میکشید که به سکوی خطابه منتهی میشد، شبیه همانهایی که واعظان مسیحی از پشت آن سخن میگفتند، اما در زبان ترکی به آن محفل موذن میگویند... مسجدها و کاندرالها به طرز عجیبی به هم شباهت دارند. سنتهای غرب و شرق اونقدر که خیال میکنید متفاوت نیستند!(،ص۵۹۹)دکتر مهدی صحافیانآرامش و پرواز روح

برچسب: نویسنده: آریا محمدپور تاريخ: جمعه 6 آبان 1401 ساعت: 13:41

فلسفه بنای ایاصوفیهاندازه فوق العاده ایاصوفیه، مانند همه عبادتگاههای بزرگ دیگر، دو منظور داشتT یک آنکه نشانهای بود از مشقتی که انسان حاضر بود بکشد تا به خداوند احترام بگذاردT دو آنکه چنین عظمتی مومنان را تکان میداد و حیران میکرد. کسانی که واردش میشدند احساس خردی میکردند و انانیتشان از میان میرفت و وجود دنیوی و اهمیت ماوراییشان همچون غباری ناچیز در برابر خدا مینمود.... ذرهای در دستان خالق.تا انسان هیچ نشود، خداوند هیچ به او عطا نمیکند. مارتین لوتر در قرن شانزدهم این جمله را گفته بود، اما این جمله از زمان نخستین نمونههای معماری مذهبی، بخشی از ذهن معماران بود. ص ۵۹۷دکتر مهدی صحافیانآرامش و پرواز روح

برچسب: نویسنده: آریا محمدپور تاريخ: جمعه 6 آبان 1401 ساعت: 13:41

مقایسه معماری اسلامی با مسیحی "لنگدان" یادش افتاد زمانی که این بنا به مسجد مبدل شد، تمام شمایل مسیحی آن را با دوغاب سفید پوشاندند. مرمت و بازنمایی نمادهای مسیحی در کنار نمادهای اسلامی تاثیری چشمنواز و مسحور کننده آفریده بود.سنت مسیحی به ترسیم خدایان و قدیسان روی خوش نشان میداد، اما اسلام بر خوشنویسی و الگوهای هندسی متمرکز بود تا زیباییهای جهان خدا را نشان دهد. سنت اسلامی بر این اعتقاد بود که تنها خدا خالق حیات است و از این رو انسان در جایگاهی نیست که تصاویر زنده خلق کند، نه انسان و نه حتی حیوانات.لنگدان یک بار سعی کرده بود این مفهوم را به دانشجویانش توضیح دهد: برای مثال میکلآنژ هنر اسلامی هرگز صورت خدا رو بر سقف هیج جایی نقاشی نمیکرد، بلکه نام خدا رو کتابت میکرد.هم مسیحیت و هم اسلام کلمه محور هستند، در سنت مسیحی، کلمه در کتاب انجیل یوحنا جسمیت پیدا میکنه "و کلمه جسم گردبد و میان ما ساکن شد" به همین خاطر توصیف کلمه به صورت انسانی مجاز و پذیرفتنی بود، اما در سنت اسلامی کلمه جسمیت پیدا نمیکنه ... به عبارتی به شکل تحریر اسامی مقدسان مسلمان....یکی از دانشجویان: مسیحیت صورت رو میپسنده، اسلام کلمه رو. ص ۵۹۸دکتر مهدی صحافیانآرامش و پرواز روح

برچسب: نویسنده: آریا محمدپور تاريخ: جمعه 6 آبان 1401 ساعت: 13:41

صفحه بندی